09375318813
Card image cap

نی نی هارت ۲۲ دی ۱۳۹۵ 1147

تفکر الگوریتمی

تفكرآلگوريتميك

آلگوريتمها نقشه هاي ذهني گويايي هستند كه با دنبال كردنشان، ميتوان يك مشكل را علت يابي نمود. با مرور اين نقشه ها، فرد همزمان با تشخيصهاي افتراقي كه در زير- شاخه ها آورده ميشوند و اقدامات تشخيصي انتخابي و رنج عددي مربوط به آزمايشات آشنا ميگردد. درواقع آلگوريتمها نمونه ي بارزي هستند ،از”يادگيري بر اساس حل مساله”. با دردست داشتن اين نقشه انگار به يكباره از راه رفتن دربرهوت محفوظات دست كشيده،درجاده ي آبادي مي افتيم.با دردست داشتن اين نقشه تازه مي فهميم كه بيماريهاي مختلف از چه اهميت تشخيصي برخوردار بوده و درعالم طب چه جايگاهي دارند. وچرا بايداز فلان بيماري هم اطلاعاتي داشت يا فلان آزمايش دركجاي برخورد ما با بيمار درخواست مي شودو چه مقدار عددي از آن برايمان مهم بوده،و يا درقدم بعدي براي تشخيص بيماري از كدام سو بايد گام برداريم. متاسفانه دركتب مرجع هنوز كه هنوزه پاي اين آلگوريتمها باز نشده است. يك دليلش شايد وجود اختلاف نظر درطراحي يك راه واحد براي رسيدن به تشخيص آن بيماري خاص باشد. به هرحال اگر براي رسيدن به تشخيص يك بيماري لازم باشد از چند طرح مختلف كمك گرفت مطرح كردن همه يابرخي از آنها منافاتي با يكديگر ندارد.خلايي كه متاسفانه دركتابهاي مرجع بارز است.اما خوشبختانه با رجوع به كتب غير مرجع ميتوان تا حدزيادي آنرا مرتفع ساخت. تقريبا براي تمام شكايات اصلي(cheif complaint) يك آلگوريتم براي اپروچ وجود دارد.يكي از حسرتهاي دانشجويان دردوره آموزش پزشكي اين است كه اي كاش ميشد ،استاد جزوه ي فشرده ي اطلاعاتي كه با آن كار باليني انجام مي دهد را دراختيار ايشان بگذارد.برخي اساتيد موافق اينكار نيستند: – عقيده دارند كه دانشجو با اينكار تنبل ميشود – خساست مي ورزند برخي ديگر با سخاوت تمام اينكار را انجام ميدهند.و اين به معناي اتمام آموزش دوره ي پزشكي بر خلاف انتظار نيست.اما بار بسيار مهمي را از دوش دانشجو برميدارد.درعين حال اينكه بار بسيار سنگيني را هم بر دوش او ميگذارد. باري كه ميگذارد: اطلاعاتي كه بكار دانشجو نيامده و خيلي فوق تخصصي اند و حتي اگر او اين اطلاعات را كاملا از بهر باشد بازهم به دليل نداشتن موقعيت اجرا مثل تخت بستري (به عنوان مثال)قادر به اجراي آنها نخواهد بود. باري كه بر ميدارد: دانشجو با چشم باز راهي كه قرار است بپيمايد را مي بيند و گنگ و بدون قصد گام در راه نمي گذارد.عمده ي دانشجويان به تصويرروشني از راه و ادامه اش در دوران پزشكي نميرسند و عمده ي مسير را بدون شناخت مي پيمايند.عمدتا تفكر دانشجويان پزشكي واگرا ست.ومتمركز به هدف واحدي نيست.و هرچه درآموزش دروس و واحداها پيش ميروند،اين واگرايي بيشتر ميشود. آيا درنهايت اين واگرايي به همگرايي ختم ميشود؟ شايد در درصدي از دانشجويان اين اتفاق بيفتد ،اما عمده ي ايشان با حجم زيادي از اطلاعات نابسامان فارغ التحصيل مي گردند.و ساماندهي يا همگرايي اين دانسته ها به دوران ادامه ي تحصيل موكول ميگردد. آيا واقعا راهي نيست كه دانشجوي پزشكي درقدم اول(دوره ي پزشكي عمومي) با دانسته هايي معطوف به هدف و همگرا فارغ التحصيل گردد؟ وطرز تلقي يك دانشجو از طبابت به طرز تلقي يك پزشك متخصص يا فوق تخصص از پزشكي(بيمار ،روشهاي اپروچ و درمان) هر چه بيشتر نزديك گردد؟ – استفاده از كتابهاي كاربردي دركناركتب مرجع – تاليف كتابهاب كاربردي تربا همكاري اساتيد و يا اساتيد و دانشجويان – پركردن خلاء بين دانشي كه براي كار باليني احتياج است و كمبودهايي كه دركتب مرجع وجود دارد توسط اساتيد اينها تنها چند سرتيتر براي اصلاح شرايط نامطلوب و رسيدن به مطلوب است. ولي يك نكته درهر سه راهكار مشترك است و آن اينكه درهر سه راهكار يك نقطه مورد هدف قرار گفته وآن توجه به نقصي دركتب مرجع براي آموزش باليني است كه درجايي ديگر به آن اشاره خواهد شد. كتب ما عمدتا كتاب كار براي دانشجو نيستند كه كتاب دانش نظري اندو بر اساس آنها نميتوان بخوبي از يك دانشجو يك فرد ماهر بارآورد.متاسفانه اين نقص دركتب مرجع تا رده ي فوق تخصصي ادامه داشته و انتظار اينكه درمراحل بعدي تحصيل مرتفع شود انتظاري است عبث و آرزويي كه هيچگاه برآورده نخواهد شد. تفكر آلگوريتميك و استفاده و ترغيب به استفاده از آن و نسب آلگوريتمهاي مربوط به مشكلهاي شايع درهر بخش به صورت پمفلت،پوستر يا تابلو و التزام دانشجويان به پيگيري و حركت بر اساس آن نقشه ها- نقشه هايي كه اساتيد از آنها سود مي جويند- عملي ترين راه براي همگام و همنوا كردن هرچه سريعتر دانشجويان با اساتيدشان است. خوشبختانه درسالهاي اخير قدمهاي كوچكي دراين راه برداشته شده –مثل كارگاههاي مختلفي كه براي دانشجويان برگزار ميگردد-،اماكافي نيست. نهادينه كردن يك امر به تكرار و انسجامي بيش ا زاينها احتياج دارد.مراد از مطالبي كه گفته شد- تفكر آلگوريتميك ،واگرايي وهمگرايي ..-يك چيز است.رسيدن به انضباط فكري و تاديب درنحوه ي انديشيدن ونگريستن .انضباطي كه از تركيب دانشجو-استاد يك تيم با حركت روبه جلو بسازد. (ناگفته نماند كه آلگوريتمها اساس فكري-رفتاري روبوتهاي پزشك را نيز تشكيل مي دهند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *